چگونه در آینده بدون شغل درآمد کسب کنیم؟

چگونه در آینده بدون شغل درآمد کسب کنیم؟ می‌خواهم یک سوال ترسناک بپرسم: آیا ما به سمت آینده‌ای بدون شغل حرکت می‌کنیم؟ پیشرفت قابل توجهی که در تکنولوژی‌هایی مانند خودرو‌های بدون راننده شاهد هستیم باعث ایجاد سوالات فراوانی در این زمینه شده اما از آن‌جا که این سوالی‌ست که تا به امروز به دفعات پرسیده شده، شاید بهتر باشد که این سوال مطرح شود که آیا این دفعه واقعا با گذشته تفاوتی دارد؟ ترس از این‌که روزی اتوماسیون جایگزین نیروی کار شود، و به طور بالقوه، منجر به بیکاری زیادی گردد حداقل به ۲۰۰ سال پیش، به انقلاب‌های لودیت در انگلستان بر‌می‌گردد. و از همان زمان این نگرانی همیشه وجود داشته. 

گزارش انقلاب سه‌گانه

به نظرم اغلب شما احتمالا درباره‌ی «گزارش انقلاب سه‌گانه» چیزی نشنیده‌اید، اما این، گزارش خیلی مهمی‌ست! این گزارش توسط یک گروه از بهترین افراد تهیه شده که شامل ۲ برنده جایزه نوبل هم هست، و نتایج آن تسلیم رئیس جمهور ایالات متحده شد! در این گزارش آمده بود که ایالات متحده در شُرُف تحول اقتصادی و اجتماعی قرار دارد! چرا که اتوماسیون صنعتی داشت سبب بیکاری میلیون‌ها فرد می‌شد در حقیقت آن گزارش، در مارس ۱۹۶۴ به رئیس‌جمهور لیندون جانسون تقدیم شد و الان بعد از گذشت ۵۰ سال، آن پیش‌بینی هنوز اتفاق نیفتاده! و این ماجرا تا به امروز بارها اتفاق افتاده .

تکنولوژی می‌تواند به جایی برسد که تمام صنایع را نابود کند !

این زنگ هشدار به طور مکرر به صدا درآمده اما همیشه، نگرانی بی‌جهتی بوده‌اند! و به همین خاطر منجر به شکل‌گیری طرز فکر بسیار مرسومی در این زمینه شده است! که اساسا می‌گوید که: بله، تکنولوژی می‌تواند به جایی برسد که تمام صنایع را نابود کند ممکن است تمام فرصت‌های شغلی را نابود کند اما مشخص است که هم‌زمان، پیشرفت‌ها سبب خلق چیزهای کاملا جدیدی می‌شود! بنابراین در آینده صنایع جدیدی شکل خواهند گرفت، که قطعا به نیروی کار نیاز دارند! پس در نتیجه شغل‌های جدیدی ظهور پیدا می‌کنند، که ممکن است امروز حتی قادر به تصور آن‌ها هم نباشیم! و تا به الان قصه از همین قرار بوده و این چیز خوبی ست. 

  تکنولوژی می‌تواند به جایی برسد که تمام صنایع را نابود کند !

شغل‌های جدیدی که ایجاد شده است در مجموع نسبت به شغل‌های قدیمی‌، خیلی هم بهتر هستند.

حتی مشخص می‌شود که شغل‌های جدیدی که ایجاد شده است در مجموع نسبت به شغل‌های قدیمی‌، خیلی هم بهتر هستند. مثلا این شغل‌ها، جذاب‌ترند. و یا محیط‌های کاری جدید، امن‌تر و راحت‌تر هستند و البته، این شغل‌ها حقوق بهتری هم دارند. خب پس تا به امروز همه چیز خوب بوده است. و هیچ مورد منفی در آن دیده نمی‌شود ولی یک شغل خاص هست که برای صاحبان آن شغل، قضیه کاملا متفاوت است. تکنولوژی به طور کامل، شغل این دسته را از بین برده است، و هیچ‌گونه موقعیت شغلی جدیدی برایشان ایجاد نکرده است. و این دسته، کسی نیستند به جز اسب‌ها. 

پس بگذارید یک سوال جنجالی بپرسم: آیا ممکن است که زمانی در آینده، کسر قابل توجهی از نیروی کار انسانی همانند اتفاقی که برای اسب‌ها افتاد، بیکار شوند؟ 

خب ممکن است شما عکس‌العملی احساسی به این موضوع داشته باشید! و بگویید: «این دیگه چه حرفیه! واقعا چطور می‌توانی انسان‌ها را با اسب‌ها مقایسه کنی؟» البته که اسب‌ها خیلی محدودیت دارند، و زمانی که ماشین‌ و کامیون و تراکتور آمدند، اسب‌ها هیچ جای دیگری برای کار نداشتند. اما در مقابل انسان‌ها هوشمند هستند!  ما می‌توانیم یاد بگیریم و خود را وفق دهیم! و در تئوری، باید بدانیم که ما همیشه می‌توانیم کار جدیدی پیدا کنیم، و این‌که همیشه به آینده‌ی اقتصاد مرتبط خواهیم ماند. 

تکنولوژی نهایتا به توانایی‌های بنیادین بشر، هجوم می‌آورد !

اما نکته بسیار مهمی وجود دارد. ماشین‌هایی که در آینده نیروی کار را تهدید می‌کنند، به واقع اصلا شبیه آن ماشین‌ها و کامیون‌ها و تراکتورهایی که اسب‌ها را بیکارکردند، نیستند. آینده سرشار از ماشین‌های متفکر، یادگیرنده، و منعطف خواهد بود. و معنی آن این است که تکنولوژی نهایتا به توانایی‌های بنیادین بشر، هجوم می‌آورد — این همان توانایی است که ما را کاملا از اسب‌ها متمایز می‌کند، و همان توانایی‌هایی که تاکنون به ما اجازه داده است که پیشرو و مرتبط و در حقیقت، جدایی ناپذیر از اقتصاد بمانیم.  چگونه در آینده بدون شغل درآمد کسب کنیم؟

موضوع این است که آیا فناوری اطلاعات امروز نسبت به آن‌چه قبلا تجربه کرده‌ایم، خیلی متفاوت است؟

 من به سه موضوع بنیادی اشاره می‌کنم. 

موضوع اول

موضوع اول این است که ما در گذشته، چنین روند مداوم شتابِ نمایی را دیده‌ایم! من مطمئنم که همه شما قانون مور را می‌دانید، اما در واقع این موضوع خیلی گسترده‌تر از آن است؛ و در بسیاری موارد گسترش می‌یابد! مثلا، در زمینه نرم‌افزار، به ارتباطات، پهنای باند و غیره منتهی می‌گردد! اما نکته کلیدی برای گرفتن موضوع این است که این شتاب الان، مدت زیادی است که درحال اتفاق افتادن است! یعنی دهه‌هاست که درحال اتفاق افتادن است اگر اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی، زمانی را که اولین مدارهای یکپارچه ساخته می‌شدند، در نظر بگیرید از آن زمان به بعد، شاهد چیزی در حدود ۳۰ برابر شدن قدرت محاسباتی بوده‌ایم. 

این تنها یک عدد عجیب از تعداد دفعاتی است که هر کمیتی را دوبرابر ‌می‌کند! و معنای آن این است که ما الان جایی هستیم که می‌توانیم پیشرفت قطعی قابل توجهی را مشاهده کنیم، و همین‌طور، موضوعات ازهمین نقطه، درحال شتاب‌گرفتن هستند. بنابراین همان‌طور که به سال‌ها و دهه‌های پیش‌رو نگاه می‌کنیم، فکر می‌کنم موضوعاتی را می‌بینیم که برایشان آمادگی نداریم! مسائلی را می‌بینیم که حیرت‌زده‌مان می‌کنند!

ماشین‌ها به گونه‌ای می‌شوند که به طور محدودی فکر کنند. 

موضوع کلیدی دوم

موضوع کلیدی دوم این است و از این طریق، منظورم هوش مصنوعی هم‌سطح انسان نیست، یا هوش مصنوعی تخیلی! منظورم دقیقا این است که ماشین‌ها و الگوریتم‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند! مسائل را حل می‌کنند، و مهم‌تر از همه آن‌که، یاد می‌گیرند. در حقیقت اگر تنها یک تکنولوژی باشد که واقعا مرکز این مهم باشد، و نیروی محرکه‌ٔ این قضیه باشد، همین یادگیری ماشین‌هاست! که اخیرا تا این حد، به طور ناباورانه‌ای تکنولوژی قدرتمند، مخرب و قابل قیاس شده‌اند. 

یکی از بهترین نمونه‌های این موضوع که اخیرا دیده‌ام تقسیم‌بندی بود که دیپ مایندِ گوگل می‌توانست با استفاده از سیستم آلفاگو انجام دهد. حالا، این سیستمی است که می‌تواند بهترین بازیکن دنیا را در بازی باستانی “گو”، بزند. خب حداقل برای من دو موضوع است که در مورد بازی “گو” برجسته است. یکی این است که همان‌طور که شما بازی می‌کنید، تعداد موقعیت‌هایی که صفحه می‌تواند در آن وضعیت قرار بگیرد، اساسا بی‌نهایت است. در واقع از تعداد اتم‌های کل جهان هستی، احتمالات بیشتری وجود دارد.

کامپیوتری بسازید که بازی “گو” را ببرد. 

 خب این به این معناست که شما هیچ‌گاه قادر نیستید که براساس رویکرد بازی شطرنج که اساسا به کار بردن قدرت محاسباتی به صورت ناشیانه است، کامپیوتری بسازید که بازی “گو” را ببرد. پس واضح است که رویکرد تفکری بسیار پیچیده‌تری نیاز است. دومین موردی که واقعا برجسته است، این است که اگر با یکی از قهرمانان بازی “گو” صحبت کنید این فرد لزوما نمی‌تواند حتی تشریح کند که این بازی چگونه است آن‌ها زمانی که بازی می‌کنند، به آن فکر می‌کنند. اغلب چیزی شهودی است، اغلب شبیه احساسی است که دارند که کدامیک را باید حرکت دهند. 

بازی "گو"

پس با توجه به این دو خصوصیت من می‌گویم که انجام بازی “گو” در سطح قهرمانی جهانی، باید به گونه‌ای باشد که از اتوماسیونی شدن حفاظت شود، و واقعا نباید این‌گونه باشد که باعث شود ما محتاط‌تر شویم. 

و دلیلش این است که ما تمایل داریم که خط بسیار باریکی بکشیم، که در یک سوی این خط تمام وظایف و شغل‌ها هستند که ما آن‌ها را تا حدی معمولی و تکراری و قابل پیش‌بینی می‌بینیم! و می‌دانیم که این شغل‌ها می‌توانند در صنایع مختلفی باشند می‌توانند در موقعیت‌های شغلی و با سطوح توانایی‌های متفاوتی باشند، اما از آن‌جا که ذاتا قابل پیش‌بینی هستند، می‌فهمیم که تا حدی استعداد این را دارند که توسط ماشین‌ها یاد گرفته شوند، و همچنین، اتوماتیک شوند و اشتباه نکنید – شغل‌های بسیار زیادی هستند! احتمالا چیزی در حدود تقریبا نصف شغل‌ها در اقتصاد است. 

اما در سوی دیگر این خط، تمام شغل‌هایی را داریم که به توانایی‌هایی نیاز دارند که ما به عنوان انسانی که منحصر هستیم درک می‌کنیم! و این‌ها شغل‌هایی هستند که فکر می‌کنیم درامانند! حالا، برطبق آن‌چه که من از بازی “گو” می‌دانم، حدس خواهم زد که باید در سمتی از خط باشد که در امان است. اما حقیقت این است که این‌گونه نیست، و گوگل این مشکل را با اشاره به این‌که این خط خیلی پویا است، حل کرده است. این خط حرکت خواهد کرد و به صورتی حرکت می‌کند که شغل‌ها و وظایف بیشتر و بیشتری را که ما اخیرا به عنوان مشاغل امن از اتوماتیک شدن در نظر گرفته‌ایم می‌بلعد. 

بسیاری از شغل ها با اتوماسیون شدن مورد تهدید قرار می گیرند!

نکته مهم بعدی که باید بدانیم این است که این به هیچ وجه فقط در مورد مشاغل کم درآمد یا کارگری نیست! یا شغل‌ها و وظایفی که توسط افرادی که به نسبت سطح تحصیلات پایین‌تری دارند انجام می‌شوند! شواهد زیادی هست که نشان می‌دهد که این تکنولوژی‌ها به سرعت از نردبان توانایی‌ها بالا می‌روند! بنابراین ما در حال حاضر اثری بر شغل‌های حرفه‌ای می‌بینیم – وظایفی که توسط افرادی مانند حسابدارها، تحلیل‌گران مالی، روزنامه‌نگاران، وکیل‌ها، رادیولوژیست‌ها و غیره انجام می‌شوند. پس بسیاری از گمان‌هایی که در مورد نوع موقعیت‌های شغلی و وظایف و شغل‌ها می‌زنیم که در آینده با اتوماسیونی شدن تهدید خواهند شد، احتمالا با چالش‌های زیادی پیش‌روی می‌کنند. 

جمع‌بندی

چگونه در آینده بدون شغل درآمد کسب کنیم؟!خب همان‌طور که جمع‌بندی می‌کنیم، فکر می‌کنم نشان می‌دهد که می‌توانیم درآینده با بی‌کاری قابل توجهی مواجه می‌شویم! یا حداقل، با بی‌کاری پنهان یا دستمزدهای راکد، حتی کاهش در دستمزدها! و همچنین، افزایش سطح نابرابری ایجاد می‌شود! تمام این‌ها البته استرس بسیار زیادی در اساس جامعه ایجاد خواهد کرد! اما فراتر از آن، یک مشکل پایه‌ای اقتصادی نیز وجود دارد، و این به دلیل شغل‌هایی که اکنون مکانیسم‌ ساده‌ای دارند برمی‌آیند که درآمد و درنتیجه قدرت خرید را برای همه مصرف‌کنندگانی که کالاها وخدماتی را می‌خرند که ما تولید می‌کنیم، توزیع می‌کند. 

 درآینده با بی‌کاری قابل توجهی مواجه می‌شویم.

بازار اقتصادی پویا

به منظور داشتن یک بازار اقتصادی پویا شما باید مشتریان بسیار زیادی داشته باشید که واقعا قابلیت خرید کالا و خدماتی را که تولید می‌شوند، داشته باشند! اگر این مشتریان را ندارید، پس با خطرِ رکود اقتصادی مواجهید! یا شاید حتی کاهش مارپیچی اقتصادی، چراکه مشتریان بالفعل کافی وجود ندارد که کالا و خدمات درحال تولید را خریداری کند!

 همه‌ی ما به طور فردی، برای موفق شدن، به دسترسی بازار اقتصادی تکیه می‌کنیم.

خیلی مهم است که بفهمیم که همه‌ی ما به طور فردی، برای موفق شدن، به دسترسی بازار اقتصادی تکیه می‌کنیم! شما می‌توانید این موضوع را با فکر کردن به جای یک فردخاص تصور کنید! تصور کنید که برای لحظه‌ای به عنوان مثال استیو جابز را می‌گیرید و او را تنها در جزیره‌ای رها می‌کنید! در همان‌جا او مشغول دویدن در اطراف جزیره می‌شود تا شبیه هر کس دیگری، نارگیل جمع کند! او واقعا فرد خاصی نخواهد شد، و دلیلش قطعا این است که بازاری برای او وجود ندارد که استعدادهای باورنکردنی‌اش مورد قیاس واقع شود. پس دسترسی به این بازار برای ما به عنوان فرد، بسیار حیاتی است، و همچنین برای بقیه سیستم تا بقایش را حفظ کند. 

درآمد تضمین شده یا درآمد پایهٔ جهانی

خب این سوال مطرح می‌شود: ما دقیقا در این مورد چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟! و من فکر می‌کنم شما می‌توانید این موضوع را خیلی آرمان‌گرایانه ببینید! می‌توانید آینده‌ای را تصور کنید که همه مجبوریم کمتر کار کنیم، اوقات فراغت بیشتری داریم، زمان بیشتری برای خانواده‌مان داریم زمان بیشتری داریم تا کارهایی انجام دهیم که ذاتا ارزشمندند و کارهای مشابه. و فکر می‌کنم این دیدگاهی فوق‌العاده است! این چیزی است که قطعا برای رسیدن به آن باید تلاش کنیم! اما هم‌زمان، فکر می‌کنم باید واقع‌گرا باشیم، و متوجه شویم که ممکن است با مشکل توزیع درآمد به طور جدی مواجه شویم! افراد زیادی ممکن است جا بمانند. و فکر می‌کنم به منظور حل این مسئله، نهایتا راهی را پیدا خواهیم کرد که درآمد را از کار سنتی جدا خواهد کرد! و بهترین راهِ مستقیمی که برای انجام آن می‌شناسم، نوعی درآمد تضمین شده یا درآمد پایهٔ جهانی است. 

درآمد پایه یک راه علاج نیست.

درآمد پایه یک راه علاج نیست.

حالا، درآمد پایه اخیرا موضوع خیلی مهمی شده است! که کشش و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است، پروژه‌ها و آزمایش‌های امتحانی مهمِ زیادی وجود دارد که در کل جهان در حال انجام است! دیدگاه من این است که درآمد پایه یک راه علاج نیست؛ لزوما یک راه حل فوری نیست، بلکه بیشتر، نقطه‌ای برای شروع است! ایده‌ای است که می‌توانیم آن را بسازیم و تصحیحش کنیم!

به عنوان مثال، چیزی که من خیلی زیاد در موردش نوشتم، امکان تبدیل انگیزه‌های اولیه به درآمد پایه است! برای نشان دادن آن، تصور کنید که یک دانش‌آموز دبیرستانی تحت فشار هستید! تصور کنید که با خطر ترک تحصیل مواجه هستید! اما، فرض کنید که می‌دانید که زمانی در آینده، مهم نیست کی، مانند همه، از یک درآمد پایه برخوردار خواهید شد. حالا در ذهن من، این موضوع به راحتی برای شما انگیزه انحراف ایجاد می‌کند تا تسلیم شوید و مدرسه را رها کنید. 

ایده‌ی ساخت انگیزه‌ها به درآمد پایه و گسترش آن به سایر زمینه‌ها

پس به نظر من اجازه دهید مسائل را اینگونه تنظیم نکنیم! درعوض بیایید به افرادی که از مدرسه یا مقاطع بالاتر فارغ‌التحصیل می‌شوند پول بیشتری نسبت به افرادی که تحصیل را به راحتی رها می‌کنند بپردازیم! و می‌توانیم ایده‌ی ساخت انگیزه‌ها به درآمد پایه را بگیریم، و آن را به سایر زمینه‌ها گسترش دهیم! به عنوان مثال می‌توانیم انگیزهٔ کار کردن در جامعه را ایجاد کنیم تا به دیگران کمک کنیم! یا شاید کارهای مثبتی برای محیطزیست انجام دهیم، و غیره! پس با تبدیل انگیزه به یک درآمد پایه، احتمالا می‌توانیم آن را ارتقا دهیم! و همچنین شاید، حداقل چند قدم برای حل مشکل دیگری برداریم که فکر می‌کنم درآینده به احتمال قوی با آن مواجه می‌شویم! و مشکل این است که چطور همه می‌توانیم معنا و رضایت پیدا کنیم! و در جهانی که شاید تقاضای کمتری برای کارهای سنتی وجود دارد، چطور می‌توانیم اوقات خود را پُر کنیم؟ 

گسترش و تصحیح درآمد پایه

پس با گسترش و تصحیح درآمد پایه، فکر می‌کنم می‌توانیم به آن شکل بهتری دهیم، و همچنین شاید می‌توانیم آن را از نظر سیاسی و اجتماعی قابل قبول‌تر و امکان‌پذیرتر کنیم — و همچنین با انجام آن، شانس به حقیقت پیوستنش را افزایش می‌دهیم. 

فکر می‌کنم یکی از اساسی‌ترین و اغلب، غریزی‌ترین ایرادات که بسیاری از ما نسبت به ایده درآمد پایه داریم، یا به هر توسعهٔ قابل توجهِ شبکه ایمنی، این ترس است که در نهایت با افراد بسیار زیادی که سوار ارابه‌ی اقتصادی هستند، مواجهیم، و افرادی که ارابه را می‌کشند، کافی نیستند. اما واقعا، نکته اساسی که در این‌جا سعیم بر بیان آن است این است که در آینده، به طور فزاینده‌ ماشین‌ها قادر خواهند بود که این ارابه را برای ما بکشند. 

این می‌تواند به ما گزینه‌های بیشتری بدهد در روش‌هایی که ما جامعه و اقتصادمان را می‌سازیم. و فکر می‌کنم در نهایت، از این‌که تنها یک گزینه برای انجام باشد، فراتر می‌رود، و یک امر ضروری می‌شود. دلیل آن، قطعا این است که تمام این موضوعات در حال تحمیل درجه بزرگی از استرس بر جامعه‌ وارد می‌کنند، و همچنین به این دلیل که مشاغل همان مکانیسمی هستند که به مصرف‌کنندگان قدرت خرید می‌دهد، پس آن‌ها می‌توانند اقتصاد را هدایت کنند. در‌واقع اگر این مکانیسم در آینده خراب شود، ما باید آن را با چیز دیگری جایگزین کنیم یا باید با این خطر روبرو شویم که کل سیستم می‌تواند به سادگی، پایدار نباشد. 

اما چگونه در آینده بدون شغل درآمد کسب کنیم؟

خط بعدی این است که من فکر می‌کنم که حل این موضوعات، و خصوصا یافتن راهی برای ساخت اقتصاد آینده که برای همه، در همهٔ سطوح جامعه ما کارگشا باشد، در سال‌ها و دهه‌های پیش‌رو به یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی تبدیل می‌شود که همه با آن مواجه هستیم.

بیشتر بخوانید: حرکت به جهانی بدون اسکناس: آینده پول ! – ارز دیجیتال

آخرین نوشته‌ها