مدیران کارکنان خود را بر اساس ملاک هایی به خودی و غیرخودی دسته بندی می کنند.
مانند برداشت های اولیه از انگیزش، ابتکار، خلاقیت، دیدگاه های استراتژیک، برداشت های قبلی روسا، یک بدشانسی زودرس و یا ناسازگاری رئیس.
هر مدیری معمولا به شوهادی توجه میکند که دسته بندی های او را تایید میکند و شواهد مخالف را نادیده میگیرد. با گروه های خودی و غیر خودی متفاوت رفتار میکند.
با گروه های خودی به گونه ای رفتار میکند که آنها استقلال و بازخورد به دست می آورند و به آنها اعتماد میکند. اما گروه های غیرخودی را کنترل میکند و مدیریت رسما بر رعایت مقررات تاکید میکند.
این شیوه به همه لطمه خواهد زد!
- کارکنان از بیان داوطلبانه ی ایده ها و اطلاعات و نیز درخواست کمک خودداری میکنند و از مدیران اجتناب میکنند یا موضعی تدافعی میگیرند.
- سازمان از بهره گیری حداکثر از کارکنانش محروم میشود.
- مدیر انرژی لازم را برای فعالیت های مختلف نخواهد داشت.
- روحیه تیم پژمرده میشود و بسیاری از کارکنان از تیم بیگانه میشوند و بار مسئولیت به دوش افرادی می افتد که عملکرد بهتری دارند.
اگر شما مدیر یک کسب و کار هستید و این سندرم در کسب و کار شما هنوز شروع نشده است، از بروز آن پیشگیری کنید.
انتظارات خود را از کارکنان جدیدتان به طور دقیق و زود مشخص کنید.
فرضیات خودتان را نسبت به انها به چالش بکشید و ببینید عملکرد آنها چگونه است.
به کارکنان خود اجازه دهید که نظرات خود را بیان کنند و نظرات شما را به چالش بکشند.
زمانی که با شما درباره عملکرد و روابط خود بحث کنند، احساس راحتی میکنند و کارهای شما خیلی بهتر پیش خواهد رفت.
اما اگر این سندرم در کسب و کار شما بروزه کرده، این پویایی را با کارمند خود به بحث بگذارید.
یک مکان خنثی و غیرتهدید آمیز انتخاب کنید. با زبان مثبت صحبت کنید و درباره روابط و نقش های خود گفتگو کنید و سهم خود را در تنش موجود تایید کنید.
درباره نقاط ضعف و قوت کارمند خود توافق کنید. بر پایه حقایق ارزیابی انجام دهید. احساسات را کنار بگذارید.
علت ضعف را بشکافید.
شیوه هایی برای تقویت عملکرد آنها مشخص کنید و تمایل خود را برای بهبود اوضاع ابراز کنید.
برای ارتباطات بیشتر با یکدیگر توافق کنید.
با این شیوه ها میتوانید یک رابطه مدیر و کارمندی خوب ایجاد کنید و در کسب و کار خودتان جز اولین ها قرار بگیرید.